سمبوليسم
و اما سمبولیسم در لغت به معنی رمز گرایی است و جنبش نا محسوسی در هنر بود که در دهه های 1880 تا 1890 شکل گرفت
• جنبش واکنشی به اهداف طبعت گرایانه ی مکتب امپرسیولیسم و نیز به اصول رئالیستی بود.
• سمبولیسم ها اصرار داشتند که هنر را از هر گونه کیفیت سودمند بزدایند و شعار هنر برای هنر را ترویج دهند ( کلا فکر نکنم این بندگان خدا خودشان هم از" کیفیت سودمند" چیزی سر در آورده باشند)
• این جنبش ارتباطی نزدیک با جنبش ادبی سمبولیسم که در شعر فرانسه ظهور کرد داشت
• آنها می گویند واقعیت محض مبتذل و ناچیز است و باید حقیقت را به شکل سمبول شناخت درونی هنرمند ارئه داد. ( فقط می توانم بگویم به قول مرضیه مورد دارند )
• هدف آنها حل مناقشه بین دنیای مادی و معنوی است ( یکی باید مناقشه مغز خودشان را حل کنه )
• آنها عینیت را محکوم و بر ذهنیت تأکید کردند و کوشیدند راز باوری را با گرایش به انحطاط و شهوانیت درهم آمیزند
• با وجود آنکه نوعی حس مذهبی شدید و پر رمز راز مشخصۀ این جنبش بود ولی موضوعات شهوانی ، انحرافی ، مرگ ، بیماری و گناه از موضوعات مورد علاقه جنبش بود
• هنرمندان این مکتب از نظر نوع وسبک کاری تنوع زیادی داشتند
پیشوایان سمبولیسم :
پل ورلن: ولگردی الکلی که شاعری به تمام معنا بزرگ بود ونفس تازه ایی به شعرفرانسه داد
آرتور رمبو : تا نوزده سالگی شاهکارهای خود را سرود و از شاعری دست کشید. کلمات را به صورت تازه ایی درهم آمیخت و برای صداها رنگ تعیین می کرد وبا قدرت تمام از سرزمین هایی سخن می گفت که ندیده بود او شعر زیبا و مفصل " قایق مست" را در زمانی سرود که دریا را ندیده بود.
استفان مالارمه: تلاش کرد صورت تازه ایی در شعر به وجود آورد و شعر را از قید بند هر چه شاعرانه نیست رها کند در شعر او فقط کلمه ارزش داشت در شعر او نه غم، نه کینه، نه عشق، نه شادی و نه هیچ حس بشری وجود نداشت تاعده ای انگشت شماری از خواص بتوانند آن را درک کنند.
سمبولیسم در سینما و نقاشی :
سمبولیسم در سینما با کارهای لوئیس بونوئل چون سگ آندلسی و کشیشهای آویخته از طناب شناخته می شود. سورئالیسم و سمبولیسم در سینما درهم آمیختگی عجیبی دارند. کارگردان های سمبولیسم تمام قواعد را درهم می شکنند و از جلوه ها و ظرایف خاص و غیر معمول بهره می بردند مثل کشیدن تیغ بر چشم یک زن در نمای درشت
عکاس سمبولیسم هم قواعد طبیعی درون کادری را بهم می ریزد مثل نشان دادن ساعت در گوشه کادر به نشانه گذر عمر یا به کارگیری سمبول های شناخته شده مانند صلیب و برگ زیتون
کلا سمبولیست ها
از نقد گریزان اند
از توصیف پرهیز می کنند
از این که می توانند با مو سیقی رقابت کنند بر خود می بالند
عده ایی از تصوف غرب و شرق تأثیر گرفته اند
عده ایی راهی برای ایجاد زبان تازه در شعر پیدا کرده اند
مريم سادات علوي
